Hitch

دیشب در حالی که بدترین حال ممکن رو داشتم، که خوب البته این حال و روز، حالت ثابت و موندگار این روزای من شده، برای چندین و چندمین بار فیلم Hitch (یا همون آقای هیچ) رو دیدم با بازی هنرپیشه عزیز و محبوبم ویل اسمیت (در نقش Alex Hitchens یا همون Hitch)، اِوا مندس (در نقش Sara Melas)، و به کارگردانی Andy Tennant و البته همراه با بازی هنرمندانه ی کوین جیمز (در نقش Albert Brennaman)… هیچ، نه یک فیلم فلسفی و فکریِ که آدم نیاز داشته باشه ساعتها بهش فکر کنه و فقط به اسمش افتخار کنه و نه یه فیلم خاص با فروش میلیاردی… فقط یک داستان درام، طنز و عاشقانه است با داستانی ساده، روان و جذاب، کارگردانیِ انصافا درست و حسابی و بازیِ فوق العادهِ بازیگراش… این دفعه متوجه دیالوگای نسبتا زیادی شدم که واقعا برام جالب بودن و قبلا متوجه اونا نشده بودم… دیالوگایی که تو اون حس و حال می تونستم بیشترین همزادپنداری رو با اونا داشته باشم. جمله هایی که انتظار داری از کسی بشنوی و هیچوقت نمی شنوی! به هر حال گفتم بعضی از اون دیالوگها رو که تعدادشون هم چندان کم نبود اینجا بیارم، شاید مورد توجه قرار بگیره و در آخر هم پیشنهاد میکنم اگر این فیلم رو ندیدید، حتماً حتماً ببینید و اگر هم دیدید، خوب باز هم ببینید…!
خلاصه داستان فیلم:
الکس هیچنز معروف به هیچ، یک مشاور امور زناشویی است که تخصص او در ارائه راهکارهایی به مردان خجالتی و بدون اعتماد به نفس است تا بتوانند در ملاقهای خود با نامزد یا دوست دخترشان جلب توجه کنند و بنابراین او به دکتر قرار هم معروف شده است. البته هیچ این اطلاعات را از طریق مشاهده تجربیات دیگران بدست آورده و زندگی خودش خالی از هر گونه رابطه عاطفی است. هیچ مشتری تازه ای به اسم آلبرت دارد که حسابدار چاق یک شرکت است و عاشق زنی مشهور و ثروتمند شده است و هیج باید به او کمک کند تا در اولین قرار ملاقاتش موفق باشد. از سوی دیگر هیچ با زن جوان و جذابی به اسم سارا آشنا می شود که نویسنده روزنامه است. هیچ تمام دانسته هایی را که درباره زنان دارد برای جلب توجه سارا بکار می بنند اما در برقراری ارتباط به او موفق نمی شود…
دیالوگها:
دیالوگایی که فیروزه این، جمله های خاص و مورد علاقه منن، جمله هایی که بُلدن رو خیلی دوست دارم و جمله ای که قرمز ِ عالی ترین و دلچسب ترین جمله این فیلم بود برام…
● – یه لحظه داری از زندگیت لذت میبری و لحظه بعدش به این فکر میکنی که چطوری باید بدون اون لذتها زندگی کنی
● – زندگی به مقدار نفسی که میکشی نیست. در واقع اون، لحظه هایی ِ که نفست رو بند میاره
● – میدونی که چه حسی داره وقتی هر روز صبح ناامید از خواب بیدار بشی و احساس کنی که هر لحظه عشق ِ تمام زندگیت، ممکنه با یه مرد نادرست دیگه باشه! ولی در عین حال، امیدواری که اون خوشبخت بشه. حتی اگه با تو نباشه؟
- تو بالاخونه ات رو کاملا اجاره دادی!!!
● – میدونی معنی پشتکار چیه خانم “میلاس”؟
- بهانه ای برای کنه شدن
- نه! یعنی تکرار انجام عملی بدون ناامید شدن، با وجود شکست های قبلی
● – داشتم فکر میکردم، نمی تونی تشخیص بدی داری کجا میری، اگه ندونی قبلا کجا بودی…
● – امشب میخوام تصویری از یه کوه یخی بسازی. میدونی چرا؟
- چون باحالم؟!
- نه
- میدونم که نیستم
- تو یه کوه یخی که 90% حجم تو زیر سطحه
● – بهترین دوست زن، باید تمام تصمیم های بزرگ رو بگیره
● – یک رقص. یک نگاه. یک بوسه. برای هرکدام تنها یک شانس داری
● – مردم تمام عمرشون دنبال دلیل برای زندگی میگردن
- نمیدونم. بعضی مواقع دیدن جنگل از بین آدمای لا ابالی خیلی سخته
● – یه جورایی بهت معنی میده… میدونی؟ مثل این میمونه یه لحظه داری لیز میخوری و لحظه بعد… زیر بارون وایستادی و میبینی عمرت چطوری تموم میشه
- به غیر از اینکه اون موقع برف می اومد
- آره. منم گفتم برف
- تو گفتی بارون
- یه جور بارش ِ دیگه
● – همیشه به مشتریام میگم، هر روز صبح رو با یه هدف خاص شروع کن
● – احمقانست… صدات رو که میشنوم لبخند میزنم

● – اون گفت: آدمایی که گارد میگیرن از این نگرانن که بتونی درونشون رو ببینی. برای همینه که پشت یه لایه از راز یا شوخی مخفی میشن
- وقتی این قضایا معلوم شد باید بره و پشت کلی لایه مخفی شه
- منظور اون تو بودی
● – بذار ببینم. چه آرزویی کنیم؟
- نخوابیم، دزدی و تقلب نکنیم و الکلی نشیم. ولی اگه قراره با کسی بخوابی، تو آغوش کسی بخواب که عاشقشی. اگه باید بدزدی، از آدمای بد بدزد. اگه باید کلاه برداری، کلاه مرگ رو بردار و اگه باید شراب بخوری، اونقدر بخور تا نفست بند بیاد…
● – تا حالا پیش نیومده که یه مردی برات نقشه بکشه، چون نگرانه؟… چون مطمئن نیست که درست جوابش رو بدی اگه بهت بگه “دوست دارم”
● – تنها موقعی خودش بود که همه چیز خراب شده بود!
● – من کسی نیستم که بعد از یه نقطه ای ادامه بدم… و اون نقطه یک هفته پیش بود
● – داشتم فکر میکردم، اگه قلبم دیگه نمیزد، خیلی درد نمیگرفت!
● – قسم میخورم که عقلمو از دست دادم. میخوام خودمو از همه ساختمونای نیویورک پرت کنم. هر تاکسی ای که میبینم میخوام خودم رو پرت کنم جلوش. برای اینکه نمی تونم بهش فکر نکنم…
- میتونی. فقط صبر داشته باش!
- همینه… من اینون نمی خوام، من تمام زندگیم منتظر این احساس خوار شدن بودم!
● – عشق، زندگی منه
- نه! عشق، شغل توست
● – چی میخوای “هیچ”؟
- تو رو…! به کلی دلیل که برام منطقی نیستن! فقط میدونم که میخوام بدبخت باشم!!! همین لازمه که من دوباره خوشحال شم
● – شاید همینطوره که تو میگی. این خوبه که ما جدا بریم خونه و هر دو راحت باشیم
- و اگه “خوب” کافی نباشه چی؟ اگه من “فوق العاده” بخوام؟
- چنین چیزی ممکن نیست!
● – نمیدونم این کیه و برام مهم هم نیست… ولی می دونم که اون هیچوقت احساس من نسبت به تو رو نخواهد داشت!
● – من یه مَردم. از کی تا حالا ما مردا همه چیز رو همون دفعه اول درست انجام دادیم؟
- من واقع گرام و میدونم عشق با مردم چه میکنه!
- نه! نمیدونی…
● – اون پرید جلوی ماشین
- چرا؟
- برای اینکه همه مردم همین کارو میکنن. می پریم هوا و به خدا امید میبندیم که بتونیم پرواز کنیم. چون در غیر اینصورت، مثل سنگ سقوط میکنیم… حالا همه راه به این فکر میکنیم: “که چرا پریدیم؟”… و من اینجام، در حال سقوط… و فقط یه نفر هست که می تونه به من حس پرواز رو بده… اون تویی!
گالری عکس برخی از صحنه های فیلم و نهایتا تریلر اون:
Tags: Movie, Will Smith
Trackback from your site.
Comments (6)
Behrooz
| #
I saw your translate. these are realy nice and I feel some of them in my life. thanks of your suggestion.
take care and if you can think about last night idea. just do, don’t think about right thing.
Reply
BornA
| #
ur welcome bro; and yes, I can feel all of them in mine, too… And surely I’m thinking about last night and our nice conversation about us! And I’ll do that as best as I can… TanQ again
Reply
Amir Sina
| #
Very Very Very Good Brother.it was excellent…tanQ man.you have nice sence…that is very important…
Dont Try To Fix Me…I’m Not Broken.hello
I’m The Lie Living For You,So You Can Hide…Dont Cry!!!:D
Reply
BornA
| #
Tanq bro… For your nice and hopeful cm and tanq so so so much for your last philosophical sentence (Hello from Evanescence. Am I right?!). Anyway, that was awesome
Reply
Erfan
| #
your web site appearance , make me feeling good . nice job man .

of course i have an advice :
NEVER PLACE YOUR PHOTO HERE . it may scare some body and disturb harmonic .
kidding
Reply
BornA
| #
tanq man… and nice advice
I’ll never forget that! promise
Reply