polytechnic site
الان که تو سایت دانشگاه نشستم… تا نیم ساعت دیگه امتحان شروع میشه، اونم چه امتحانی! هم open-book و هم open-laptop… منم که حسابی؛ آره!
یه دختر خانمی هم روبروم نشسته، به مانیتور خیری شده و هر چند دقیقه یه بار، میزنه زیر خنده… 3 حالت بیشتر به نظرم نمیرسه: یا از ته دل خوشحاله، یا واقعا مشکل روانی داره و یا اینکه داره به من میخنده و امتحانی که قراره بدم! بگذریم… محیط ناآشنای اینجا هم یواش یواش داره برام آشناتر و صمیمی تر میشه… بعد از امتحان هم قراره تولد حدیث، یکی از بچه ها رو جشن بگیریم. بعدش هم که میرم خونه و بازی آلمان و انگلیس (خدا رحم کنه)
پس فعلا… به امید برد انگلیس.
یه دختر خانمی هم روبروم نشسته، به مانیتور خیری شده و هر چند دقیقه یه بار، میزنه زیر خنده… 3 حالت بیشتر به نظرم نمیرسه: یا از ته دل خوشحاله، یا واقعا مشکل روانی داره و یا اینکه داره به من میخنده و امتحانی که قراره بدم! بگذریم… محیط ناآشنای اینجا هم یواش یواش داره برام آشناتر و صمیمی تر میشه… بعد از امتحان هم قراره تولد حدیث، یکی از بچه ها رو جشن بگیریم. بعدش هم که میرم خونه و بازی آلمان و انگلیس (خدا رحم کنه)
پس فعلا… به امید برد انگلیس.
پ.ن: بعد از دانشگاه باید برم برای بابا کادو بخرم، دیروز روز پدر بود و فردا تولدش
Trackback from your site.