website    |    weblog    |    oldsite

Archive for July, 2010

these days

Written by BornA. Posted in Common, Micro Blog, Personal, فارسی

این روزا خیلی سخت میگذره، خیلی… اکثر مواقع دلگیرم، خستم و ذهنم شدیدا مشغوله. مشغولیتی که هیچ دلیلی نداره و اصلا میشه گفت هیچی نیست… شاید بیشترین دلیلش هم اینه که با تمام وجود سعی میکنم هیچی رو به روی هیچکی نیارم. حتی خودم!!! کارای شرکت، کارای متفرقه خودم و پروژه های دانشگاه همه مونده رو دستم… مانی از من، صدام و حسی که دیگه توش نیست چندان راضی به نظر نمیاد! دوستان هم که… خلاصه، اوضاع چندان روبراه نیست! دیروز توی گشت و گذارم تو اینترنت جایی به این متن برخوردم که بعد از مدتها واقعا بهم چسبید. شاید همیشه سعی کردم به نوعی خودمُ گول بزنم و بگم همه چی عالیه و خوب! ولی از حق نمیشه گذشت که جمله – جمله ی این متن، شرح حال الان ِ منه… حتی اگه خودم هم ندونم و اگر هم بدونم، به روی خودم نیارم:

Continue Reading