website    |    weblog    |    oldsite

Posts Tagged ‘Common’

happy birthday to me! [90]

Written by BornA. Posted in Common, Macro Blog, Personal, فارسی

درست بعد از یک سال، برگشتم… برگشتم به جایی که باید. امسال هم به نیمه ی نیمه اش رسید و حرف بیشتری نیست جز اینی که وحشی بافقی عزیز میگه: روز مرگم هركه شيون كند، از دور و برم دور كنيد / همه را مست و خراب از مِی و انگور كنيد …

happy birthday to me! [89]

Written by BornA. Posted in Common, Macro Blog, Personal, فارسی

روزگاری که گذشت. روزگاری که می گذرد… و دوباره وقت آن شد که سُنبله چینان، تمام آرزوهای تنها مانده ام را درو کنم… درو کنم، دستچین کنم و تحویل دهمش به آسمان. هر چند آسمان ِ امشب ِ من – بسان تمام سال های قبل – باز هم بی مهتاب ماند؛ ولی اینبار تمام ستاره های ریز و کوچک آسمانم؛ بی ریا، برایم نقش زنی را گسترده اند که هیچگاه نفهمیدمش… نمیدانم؛ شاید او نیز…!

Happy Norouz (89)

Written by BornA. Posted in Common, Macro Blog, Personal, فارسی

از ظهر داشتم با خودم کلنجار میرفتم که واسه سال تحویل چی بنویسم، چی ننویسم. اصلا انگلیسی بنویسم، فارسی بنویسم. عکس چی بذارم؟ و کلی از این فکرای جور وا جور… به هر حال میدونید دیگه، آدم وقتی تنها باشه، کلی از این فکرای متحیرالعقولانه به سرش میزنه! مخصوصا اینکه این تنهایی تو عید و نزدیک سال تحویل باشه… خلاصه نهایتا این به نظرم رسید که بشینم و هر چی اومد تو ذهنم بنویسم؛ گفتم فارسی هم بنویسم که یه جورایی خودمونی و داخلی بشه، همون موقع هم داشتم برای مه-بانو جان، دنبال ِ یه عکس قشنگ میگشتم که بذاره تو facebook و تبریک و اینا که چند تا عکس پیدا کردم و تصمیم گرفتم یکی از اونا رو هم بذارم اینجا… در نهایت هم یه شعر خیلی خیلی قشنگ و دلچسب که خواهر جان از راه دور برام sms زد و به من که خیلی چسبید، گفتم اونم اضافه کنم که به شما هم بچسبه… به هر حال نتیجه شد اینی که میبینید. خودم که دوستش دارم و خوب فکر میکنم همین کافی باشه دیگه، درست نمیگم؟! :D